به گزارش خبرگزاری نیو، نشریه آمریکایی نشنال اینترست با اشاره به شکست آمریکا در جنگ ایران نوشت که پس از نتایج متناقض در عراق و جنگ شکستخورده ۲۰ ساله برای جلوگیری از تسلط طالبان بر قدرت در افغانستان، اکنون نهاد نظامی آمریکا در تنگه هرمز بار دیگر با سرخوردگی جدیدی مواجه شده است.
بر اساس این گزارش، چالش جدید فراروی آمریکا دیگر بمبهای کنار جادهای یا جنگهای چریکی نیست؛ بلکه سامانههای موشکی و پهپادی با فناوری بالا و هدایت دقیق است که انقلابی در جنگهای مدرن ایجاد کردهاند. تا این لحظه، نیروی هوایی و دریایی آمریکا نتوانستهاند در برابر چنین تسلیحاتی، باز ماندن مسیر تنگه هرمز را به طور قاطع تضمین کنند.
تعجب آور نیست که ارتش آمریکا در مواجهه با پهپادها و موشکهای ایرانی با چالش جدی روبرو است. این کشور در سال ۲۰۲۴، یک کارزار هوایی و دریایی را برای سرکوب حملات پهپادی و موشکی انصارالله یمن در جنگ پشتیبانی از غزه در تنگه بابالمندب آغاز کرد، اما نتوانست نتیجه استراتژیک و قاطعی کسب کند. چرا که حملونقل تجاری این منطقه هرگز احیا نشد و حجم کشتیرانی در دریای سرخ نسبت به سال ۲۰۲۳ تا ۵۰ درصد کاهش یافت.
این گزارش با اشاره به اینکه «اگر آمریکا نتواند حملات پهپادی و موشکی ایران را سرکوب کند، شاهد تبعات بسیار وخیمی خواهد بود»، تصریح کرد که جنگ پهپادی، توانایی کشورهای متوسط و کوچک را که به پهپادها و موشکهای سنتی رو به رشد مجهز شدهاند، برای به چالش کشیدن آمریکا اثبات خواهد کرد. به این ترتیب دیگر نمیتوان فرض را بر این گذاشت که ناوگان آمریکا توانایی تحت کنترل درآوردن گذرگاههای دریایی استراتژیک را دارد. این موضوع تأثیر منفی بر ناوبری دریایی در چین جنوبی و تنگه مالاکا خواهد داشت.
نشنال اینترست با اعلام اینکه «پنتاگون فاقد توانمندیهای رزمی حیاتی برای برخورد با جنگ مدرن پهپادی و موشکی است» ابراز داشت که «استراتژی جبران» که از دهه ۱۹۴۰ میلادی ستون اصلی دکترین نظامی آمریکا بوده است؛ بر استفاده از نوآوریهای تکنولوژیک برای برتری یافتن بر دشمنان متکی است. اولین استراتژیهای جبران که در جنگ جهانی دوم تدوین شد، «بازدارندگی هستهای» بود. دومین استراتژی، «سامانه شناسایی و ضربه» بود که در دهههای ۷۰ و ۸۰ میلادی ظهور کرد و شامل فناوریهای پنهانکاری، بمبهای هوشمند، سیستم GPS، سامانه JSTARS، موشکهای کروز و سامانههای دیجیتال فرماندهی و کنترل بود.
سومین و جدیدترین مبنای استراتژی جبران، بر همکاری میان انسان و ماشین، از جمله هوش مصنوعی، جنگ سایبری، رباتیک و سامانههای فرماندهی و کنترل دیجیتال تمرکز دارد. برخلاف استراتژیهای جبران قبلی، استراتژی سوم نتایج قاطعی برای آمریکا در تنگه هرمز به همراه نداشته است.
این گزارش با اشاره به اینکه ایران و روسیه استراتژیهای جبران مخصوص به خود را در قالب پهپادها و موشکها برای مقابله با قدرت آمریکا توسعه دادهاند، افزود که جنگهای یمن و ایران نشان میدهد که آمریکا در یک حوزه رزمی بسیار حیاتی عقب مانده است. این اولین بار از آغاز جنگ جهانی دوم است که ارتش آمریکا خود را یک قدم بزرگ عقبمانده میبیند.
به عنوان مثال، ایرانیها موشک بالستیک «خیبرشکن» را توسعه دادهاند که بُرد آن به ۱۴۰۰ کیلومتر میرسد. این موشک دارای ۵۰۰ کیلوگرم مواد منفجره در یک کلاهک بازگشتی مانورپذیر است که قادر است از سامانههای دفاعی گرانقیمت آمریکا عبور کند. این در حالی است که آمریکا تاکنون نتوانسته است این تهدید را، چه از طریق دفاع هوایی و چه از طریق حملات آفندی علیه موشکهای خیبرشکن که با سکوهای پرتاب متحرک ۱۰ چرخ حمل میشوند، از بین ببرد.
ایران همچنین پهپاد تهاجمی انتحاری «شاهد» را تولید کرده که هزینهای در حدود ۳۰ هزار دلار دارد. این پهپادها میتوانند به صورت دسته جمعی پرتاب شوند و بُردی تا ۲۵۰۰ کیلومتر دارد و حامل کلاهک انفجاری قدرتمندی به وزن ۹۰ کیلوگرم هستند. چالش اصلی این پهپادها، توانایی آنها در نفوذ به پدافندهای هوایی با تعداد بسیار زیاد است.
نشنال اینترست نوشت که پنتاگون درس سختی از کارزارهای حوثیها و ایران آموخته است: استفاده از موشکهای رهگیر بسیار گرانقیمت (با ارزش میلیونها دلار) برای نابود کردن تهدیداتی که ارزش آنها از ۳۰ هزار دلار فراتر نمیرود، امری ناپایدار و غیرقابل تداوم است.
این گزارش تصریح کرد که حملات پراکنده آمریکا که تحت محدودیتهای سیاسی انجام میشود، هنوز به موفقیت نرسیده است. از نظر تئوری، رسیدن به یک راه حل دیپلماتیک رضایتبخش همچنان یک احتمال باقی است؛ اما نتایج تاکنون نشان میدهد که آمریکا با توانمندیهایی وارد جنگ با ایران شده است که برای واقعیتِ «جنگ پهپادی و موشکی» ایدهآل نیستند.
این گزارش در پایان تصریح کرد که امروزه پهپادها و موشکهای روسیه و ایران در مناقشات مختلف، از دریای سیاه، دریای خزر، اروپای شرقی، کشورهای بالتیک گرفته تا خلیج فارس و منطقه خاورمیانه حضور دارند و اگر آمریکا نتواند راهکارهای نظامی مؤثری برای مقابله با این تهدیدها توسعه دهد، ناگزیر درگیریها و بیثباتیِ ناشی از جهان چندقطبی به مناطق دیگر نیز گسترش خواهد یافت.
نظرات (0)